{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طرهٔ یار پریشان چه خوش است

طرهٔ یار پریشان چه خوش است
<قامت دوست خرامان چه خوش است
خط خوش بر لب جانان چه نکوست
<سبزه و چشمهٔ حیوان چه خوش است
از می عشق دلی مست و خراب
<همچو چشم خوش جانان چه خوش است
در خرابات خراب افتاده
<عاشق بی سر و سامان چه خوش است
آن دل شیفتهٔ ما بنگر
<در خم زلف پریشان چه خوش است
یوسف گم شدهٔ ما را بین
<کاندر آن چاه زنخدان چه خوش است
لذت عشق بتم از من پرس
<تو از آن بی‌خبری کان چه خوش است
تو چه دانی که شکر خندهٔ او
<از دهان شکرستان چه خوش است؟
چه شناسی که می و نقل بهم
<از لب آن بت خندان چه خوش است
گر ببینی که به وقت مستی
<لب من بر لب جانان چه خوش است
یار ساقی و عراقی باقی
<وه که این عیش بدینسان چه خوش است/یامولا
دیدگاه ها (۳)

طرهٔ یار پریشان چه خوش استقامت دوست خرامان چه خوش استخط خوش ...

دلبری دارم که در عالم نظیرش کم تر استرخ قمر، بالا صنوبر، لب ...

دلبری دارم که در عالم نظیرش کم تر استرخ قمر، بالا صنوبر، لب ...

دلبری دارم که در عالم نظیرش کم تر استرخ قمر، بالا صنوبر، لب ...

شک کنید ، باطل است:خرم آن روز کز این منزل ویران برومراحت جان...

خرم آن روز کز این منزل ویران برومراحت جان طلبم و از پی جانان...

خرم آن روز کز این منزل ویران برومراحت جان طلبم و از پی جانان...

یار بی پرده کمر بست به رسوایی ماما تماشایی او ، خلق تماشایی ...

يزدآن

#شعرقهرمان_بانوان ؛ حضرت زینب سلام الله علیهابکوی عشق تو هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط