من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم.
من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم.
من که مرداب شدم، کاش تو دریا بشوی.
دانه ی برفی و آنقدر ظریفی که فقط.
باید از این طرف شیشه تماشا بشوی.
گره ی عشق تو را هیچ کسی باز نکرد.
تو خودت خواسته بودی که معما بشوی.
من که مرداب شدم، کاش تو دریا بشوی.
دانه ی برفی و آنقدر ظریفی که فقط.
باید از این طرف شیشه تماشا بشوی.
گره ی عشق تو را هیچ کسی باز نکرد.
تو خودت خواسته بودی که معما بشوی.
- ۱.۵k
- ۲۱ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط