من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم.

من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم.
من که مرداب شدم، کاش تو دریا بشوی.

دانه ی برفی و آنقدر ظریفی که فقط.
باید از این طرف شیشه تماشا بشوی.


گره ی عشق تو را هیچ کسی باز نکرد.
تو خودت خواسته بودی که معما بشوی.
دیدگاه ها (۵)

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part39کیمیا:اره اما من:ببین کیمیا این قضیه ما...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

بچه که بودم خیلی لواشک آلو دوست داشتم، برای همین تابستون که ...

A Gamble of Love

پارت ۱۵

عاشقم باش Part 53

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

تو گروهی که مربوط به یک دوره ی آموزشی بود، یک خانمی هم حضور ...

پارت: 18 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**دخمه‌ی تجهیزاتِ سمعی‌بصری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط