{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهمانِ نگاهم شو ، در یڪ شب رویایے

مهمانِ نگاهم شو ، در یڪ شب رویایے
بگشاے به روے من ، یڪ پنجره زیبایے

فانوسِ نگاهم را ، آویختــه ام بر در
من منتظرم زیرا ، گفتند تو مے آیے

بے تاب تر از موجم ، بے خواب تر از دریا
من مانده ام و یادت ، با یڪ شبِ یلدایے

تا عابرِ چشمانت ، ره گم نڪند در شب
بر ڪوچه بتابان نور ، اے ماهِ تماشایے

از پهنــۀ چشمانت ، موج آمد و دل را برد
آرے شده ام اینڪ ، دریاییِ دریایے

تو رفتے و با لیلے ، همراه شدے در عشق
من مانده ام و مجنون ، با یڪ دلِ صحرایی....
دیدگاه ها (۱)

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند ...

نزدیک غروب هیجان آور کوچهمن باز به شوق تو نشستم سر کوچهگل ها...

آزارم میــــــــدهی...به عمــــد...یا غیر عمــــد...خدا میــ...

طوری دوستت خواهم داشتکه یک معنای جدید برایش خلق شود!جوری عاش...

مهمانِ نگاهم شو ، در یک شب رویاییبگشای به روی من ، یک پنجره ...

مهمان نگاهم شو ، دریک شب رویاییبگشای به روی من ، یک پنجره زی...

مهمانِ نگاهم شو ، در یک شب رویاییبگشای به روی من ، یک پنجره ...

مهمانِ نگاهم شو ، در یک شب رویاییبگشای به روی من ، یک پنجره ...

.....مهمانِ نگاهم شو ، در یک شب رویاییبگشای به روی من ، یک پ...

مهمانِ نگاهم شو ، در یک شب رویاییبگشای به روی من ، یک پنجره ...

. .مهمانِ نگاهم شو ، در یک شب رویاییبگشای به روی من ، یک پنج...

مهمانِ نگاهم شو ، در یک شب رویایی بگشای به روی من ، یک پنجره...

@taninمهمانِ نگاهم شو ، در یک شب رویاییبگشای به روی من ، یک ...

ًمهمانِ نگاهم شو ، در یک شب رویاییبگشای به روی من ، یک پنجره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط