#بخون

#بخون

مادره بچش رو فرستاد نارنگی بخره
بچه با خیار اومد
بچه رو برگردوند دفعه ی بعد با موز اومد
بازم پس فرستاد این بار با بادمجون برگشت
مادره شاکی میشه میره پیش میوه فروشه که اینا چیه میدی به بچه که بیاره؟
میوه فروش: والا بچه ات هی میاد میگه مامانم
لا لنگی میخواد
دیدگاه ها (۱)

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۸ *سانیار*تا دیدم داره به لپ های ...

سلاااام صبح همگی بخیرمادره بچه رو میفرسته نارنگی بخره، بچه ب...

شب سردی بود. پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که م...

شب سردی بود …. پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که...

شب سردی بود ، پیرزن بیرون میوه فروشی به مردمی که میوه میخرید...

شب سردی بود ….پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که ...

شب سردی بود …. پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی ک...

شب چلهشب سردی بود  پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردم...

بچه هااا حواااسمون به سفره خالی شب یلدای همسایه باشهمتنو بخو...

شب سردی بود …. پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط