{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عجب شهر بی وفایست کربلا

عجب شهر بی وفایست کربلا
شهر پر جفایست کربلا
تن بی جان و پر نیزه
زدن سم به جفایست کربلا
مشک پر آب و لبان تشنه
چشم بستن در خفایست کربلا
خیمه ها سوخته اهل حسین بی پناه
چه آرام به جا مانده ای کربلا
صف تیر و نیزه در آسمان
به تفاوت به گلویست کربلا
زمین تو از خون بهشتیان سرمست
خاکت چه پر بلاست ای کربلا
دیدگاه ها (۱)

.

محشـــــر شد و دیدم همه جا غوغا بود هر کـــــس که حسینـــــے...

یا ابا عبد الله (ع)... هر کلیدی را... به هر در امتحان کردم و...

..... تا محرم نگرانم... نگرانم... نکند خواب بمانم؟ ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

محــــــرم نزدیک است.....سلام بر مــحــــــــرمسلام بر ستاره...

1 گرفتارم گرفتارم ابالفضل گره افتاده در کارم ابالفضل دعایی ک...

#حضرت_عباس_ع_شهادت#شب_تاسوعا #شب_نهمما که عمری ست گدای شب تا...

یاس می گوید حسین...احساس میگوید؛ حسین…ساقی لب تشنگان؛ عباس.....

راهی شده به سمتی و شد لشکری به خـطیک دست مشک دارد و دستــــی...

سلام برداغدارترین امام .امام سجاد (ع) که راوی این صحنه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط