دلم احساس می خواهد- تبِ طولانی و ممتد
دلم احساس می خواهد- تبِ طولانی و ممتد
نگاهی نافذ و گیرا- نوازش های بیش از حد
صدایی گرم و آرامش- نگاهی، بوسه ای، دستی
چراغِ روشنِ راهی- نه برگشتی، نه بن بستی
دلم احساس می خواهد- ازین حال و هوا سیرم
درین دنیای بی منطق- بدونِ عشق می میرم
خزان رادوست می دارم-چه با باران،چه بی باران
لبانم خنده می زاید- درآن آرامشِ پنهان
دلم مغرورِ احساس است- همانکه میخوردافسوس
همان کوچک ، ولی دریاهمان آبیِ اقیانوس
دلم احساس می خواهد- لطیف و پاک و پنهانی
نگو عاشق شدن جرم است- که حالم رانمی دانی
نگاهی نافذ و گیرا- نوازش های بیش از حد
صدایی گرم و آرامش- نگاهی، بوسه ای، دستی
چراغِ روشنِ راهی- نه برگشتی، نه بن بستی
دلم احساس می خواهد- ازین حال و هوا سیرم
درین دنیای بی منطق- بدونِ عشق می میرم
خزان رادوست می دارم-چه با باران،چه بی باران
لبانم خنده می زاید- درآن آرامشِ پنهان
دلم مغرورِ احساس است- همانکه میخوردافسوس
همان کوچک ، ولی دریاهمان آبیِ اقیانوس
دلم احساس می خواهد- لطیف و پاک و پنهانی
نگو عاشق شدن جرم است- که حالم رانمی دانی
- ۹۲۵
- ۲۹ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط