{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زینب چو دید کرب و بلا را دلش گرفت 

زینب چو دید کرب و بلا را دلش گرفت 
بانویمان به وسعت دنیا دلش گرفت
حسی غریب در دل او جا گرفت بود 
آهی کشید و بعد همانجا دلش گرفت
انگار مادر اندکی ناله می کند 
زینب گریست حضرت زهرا دلش گرفت
از ناقه روی دست عمویش پیاده شد 
هرکودکی که از تب صحرا دلش گرفت
با اینکه دور ناقۀ عمه محارمند
اما میان حلقۀ آنها دلش گرفت
زانو رکاب کرد ابالفضل پیش او با
بوسۀ ابروی سقا دلش گرفت
بغضی شکست آه دلی سوخت در حرم
زینب رسید کرب وبلا خاک بر سرم
دیدگاه ها (۴۱)

سلا بچها

جواني نزد عالمي آمد واز او پرسيد:من جوان كم سني هستم اما آرز...

پایش امضا زدند خیلی زودنامه را تا زدند خیلی زود نامه راتانکر...

ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﻣﺜﻞ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩﻥ ﺳﯿﮕﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺒﯽ ﺑﺮﻓﯽ..ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻤﺎﻡ ...

زینب چو دید کرب و بلا را دلش گرفت.. بانویمان به وسعت دنیا دل...

#شعـــــرحسیـــــنی زینب چو دید کرب و بلا را دلش گرفت بانویم...

حسین جان ....مهدی اَم، مهدیِ خسته!!!دلم از بی وفایی ها شکسته...

سردار سرسپرده جولان عشق کیست؟تنها امیر فاتح میدان عشق کیست؟ع...

بسم رب الزهـــــــــــــــراء با اهلبیٺ.علیه السلام. #سبک_ز...

دوستان لطفا با حضور قلب بخوانید ... در آن لحظه که دلتان شکست...

این متن خیلی دلمو آتیش زد..دردودل حضرت ولی عصر با امام حسینح...

بود و غم و درد، سحر بود و صدای نفس خستة یک مرد، که آرام در آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط