{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی نگاهِ عشق مجنون نیز لیلایی نداشت

بی نگاهِ عشق مجنون نیز لیلایی نداشت
بی مقدس مریمی دنیا مسیحایی نداشت
بی تو ای شوق غزل‌آلوده‌یِ شبهای من
لحظه‌ای حتی دلم با من هم‌آوایی نداشت
آنقدر خوبی که در چشمان تو گم می‌شوم
کاش چشمان تو هم اینقدر زیبایی نداشت!
این منم پنهانترین افسانه‌یِ شبهای تو
آنکه در مهتاب باران شوقِ پیدایی نداشت
در گریز از خلوت شبهایِ بی‌پایان خود
بی تو اما خوابِ چشمم هیچ لالایی نداشت
خواستم تا حرف خود را با غزل معنا کنم
زیر بارانِ نگاهت شعر معنایی نداشت
پشت دریاها اگر هم بود شهری هاله بود
قایقی می‌ساختم آنجا که دریایی نداشت..
دیدگاه ها (۵)

ای سرآغاز شب پوچ پریشانی منآخرین بدرقه ات در تب حیرانی من تو...

ای کاش احساسم گلی می بود، میریخت عطرش را به دامانتیا مثل یک ...

دیدمت وه چه تماشایی و زیبا شده ای !ماه من ، آفت دل ، فتنه ی ...

این هم از یک عمر مستی کردنم.......سالها شبنم پرستی کردنم.......

بی نگاهِ عشق مجنون نیز لیلایی نداشتبی مقدس مریمی دنیا مسیحای...

بی نگاهِ عشق مجنون نیز لیلایی نداشتبی مقدس مریمی دنیا مسیحای...

بی نگاهِ عشق مجنون نیز لیلایی نداشت !بی مقدس مریمی ، دنیا مس...

♥بـــی نــگاهِ عـــشـــق مـــجــــنــون نـــیـــز لـــیلایــ...

بی نگاهِ عشق مجنون نیز لیلایی نداشتبی مقدس مریمی دنیا مسیحای...

بی نگاهِ عشق مجنون نیز لیلایی نداشتبی مقدس مریمی دنیا مسیحای...

بی نگاه عشق مجنون نیز لیلایی نداشت... کاش چ...

بی نگاه عشق مجنون نیز لیلایی نداشت... کاش چ...

بی نگاه عشق مجنون نیز لیلایی نداشت... کاش چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط