{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تومرافریادکن ای هم نفس،این منم آواره ی فریادتو،این فضابا

تومرافریادکن ای هم نفس،این منم آواره ی فریادتو،این فضابا بوی توآغشته است آسمانم پرشده ازیادتو.
این منم پنهانترین افسانه ی شبهای تو / آنکه در مهتاب باران شوق پیدایی نداشت
خواستم تا حرف خود را با غزل معنا کنم / زیر باران نگاهت شعر معنایی نداشت . . .
دیدگاه ها (۳)

### پارت ۱: سایه‌ای که بویِ باروت می‌دهدبارون، سقفِ فلزیِ ان...

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

P : 31

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

تومرافریادکن ای هم نفس،این منم آواره ی فریادتو،این فضابا بوی...

این منم پنهان ترین افسانه ی شبهای او/آنکه درمهتاب باران شوق ...

این منم پنهان ترین افسانه ی شبهای او/آنکه درمهتاب باران شوق ...

این منم پنهان ترین افسانه ی شبهای او/آنکه درمهتاب باران شوق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط