{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📗 ادامه کتابِ

📗 ادامه کتابِ
《 راستي دردهایم کو ؟ 》

#قسمت_صدونه

ادامه حرف‌هایی که توی دلم مانده را با احمد می‌زنم. نشسته‌ایم جایی از منطقه؛ صدای تیر و خمپاره، موسیقی پس‌زمینه حرف‌هایمان شده‌ است. برایش از محبت می‌گویم:«محبت زندگی را لذت‌بخش‌تر می‌کند. اگر معلمی، به جای پرخاشگری، به بچه‌های کلاسش مِهر بدهد، بچه‌ها به او علاقه‌مند می‌شوند و بهتر درس می‌خوانند. اگر مردی به همسرش و زنی به همسرش، محبت کند و به زبان بیاورد که «دوستت دارم» زندگی‌شان شیرین‌تر می‌شود. اگر پدرها و مادرها با بچه‌هایشان با مهربانی رفتار کنند، از هر دوستی برای بچه‌هایشان دوست‌تر می‌شوند. محبت، دوستی‌های بین ما را محکم‌تر می‌کند. اسلام دین محبت است اما حیف که ماها...»
....


۱۰۹
#ادامه_دارد
#یادشهداباصلوات
📔#راستی_دردهایم_کو
🌷─┅─🍃🌸🍃─┅─
💠 @shahiddaneshgar
دیدگاه ها (۰)

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟜: انتخاب سختبعد از رفتن ا/ت، محوطه‌ی دانشگ...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

فیک : بین راندها

## فصل سوم: سکوتِ پیش از انفجارمسیر رسیدن به خانه، مثل یک کا...

رمان تهکوک

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 35/نور کم‌رنگ صبح از پن...

📗 ادامه کتابِ《 راستي دردهایم کو ؟ 》 #قسمت_هفتادُ_چهار ...

📗 ادامه کتابِ《 راستي دردهایم کو ؟ 》 #قسمت_صدویک ... جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط