وقتی رد پای خدا را در زندگی پیدا کردم..

وقتی رد پای خدا را در زندگی پیدا کردم..
فهمیدم میتوانم پاهایم را از گلیمم درازتر کنم!!
و خواسته هایم از قد خودم بزرگتر باشند!!
و حتی آرزوهایم محال!!
وقتی لبخند خدا را در میان دعاهایم دیدم..
"ترس" برایم معنایش را از دست داد..
و جایش را "ایمان" پر کرد...
هنوز از یاد نبرده ام...
چه گله هایی کردم برای سختی راه...
و خدا چگونه مرا به بالای کوه هدایت کرد...
و فراموش نکرده ام که چه نا امیدانه...
در پی جرعه ای آب بودم...
و خداوند چگونه سیرابم کرد...
وعده ی خدا این است :
دستانت را به من بده..
تا فتح کنی دنیا را...
و ممکن کنی، ناممکن ها را...
و بدست بیاوری...
دست نیافتنی ها را...
دیدگاه ها (۲)

Eight

My lovely neighbor part : 74

پارت۹(در عمق نگاه تو)ایزوکو با تعجب او را نگاه می‌کرد. باید ...

دستِ خدا را بگیر تا دنیا را فتح کنیهنوز از ياد نبرده‌ام چه گ...

دست خدا را بگیر تا دنیا را فتح کنیهنوز از ياد نبرده‌ام چه گل...

وقتی ردپای خدا را در زندگی پیدا کردم..فهمیدم میتوانم پاهایم ...

وقتی ردپای خدا را در زندگی پیدا کردم...فهمیدم میتوانم پاهایم...

وقتی ردپای خدا را در زندگی پیدا کردم...فهمیدم میتوانم پاهایم...

وقتی ردپای خدا را در زندگی پیدا کردم...فهمیدم میتوانم پاهایم...

وقتی ردپای خدا را در زندگی پیدا کردم..فهمیدم میتوانم پاهایم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط