{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Anything

و من عشق را نه در معجزه ، بلکه در پس لحظاته آرام زندگانی یافتم
در آن ثانیه هایی که کنارش قرار نبود ضربان قلبِ بی تابم را به بدترین حالت حس کنم ، بلکه آنقدر به دور از دنیا و آدم هایش احساس آرامش میکردم که دیگر صدای هیچ چیزی را به جز طنین نفس هایش احساس نمیکردم .
من قرار نبود آن را در روز های پر هیاهوی آفتابی پیدا کنم ، من آن را در شب هایی جستم که پژواک صدایش باعث آرامشم میشد و لمس های گاه و بی گاهه نامطمئنه دستان گرمش روی پوست سردم مرا به خنده وا میداشت .
او را که میدیدم جنون و شیدایی به سراغم نمی آمد ، حضورش گویی لمس آسایشی بود که مدتها در این زندگی پر پیچ و خم گم کرده بودم . . . انگار که آدم بهتری میشدم ، نسخه ای از من که دیگر فقط آدمیزاد نبود ؛ انسان بود .
و شبانگاهانی که احساس میکردم که چگونه روحه بی طاقتم نا آرام میشد ، هم زهر میشد و هم مرهم ؛ دیدنش مرا بی تاب میکرد و ندیدنش بی تاب تر . . . گویی که تازه پی میبردم که گاها انسان عاشق واقعا میتواند دیوانه ی یک تار موی یار شود و بی قراره یک عطر و لمس او
{ نامه های یک دیوانه - اورگاردنه بی نام }
دیدگاه ها (۰)

Anybody

Nobody

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

عاشقانه های شبنم

#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی #زیبا #خاص #حرف_دل #انگیزشی#سخن #سخن...

CAPTURED IN PARIS

𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑺𝒐𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒂`𝑷𝒂𝒓𝒕`¹هیچ‌کس نمی‌دانست در عمیق‌ترین...

در #افسانه‌های #ژاپنی، #جوروگومو #موجود کشندۀ دورگه‌ای بود ک...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

«دنیا خیلی بی‌رحمه بابا… آدم‌ها برای رفتن آماده می‌شن، اما م...

.✨🌙امشب خواسته هایت را به خدا بسپارخدایا... دعاهای پنهان قلب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط