شربتی تلختر از زهر فراقت باید

شربتی تلختر از زهر فراقت باید
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا

هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
روزی ار با تو نشد دست در #آغوش مرا

#سعدی
دیدگاه ها (۴)

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

گرت روزی به کام خویشتن بینم، چه خواهد شدوگر از گلشن وصلت گلی...

حضرت یار

مادر جان…چه غریبانه از این دنیا رفتی،چه مظلومانه دردهایت را ...

#عاشقانه_های_من#موزیک #آهنگ #ترانه #پاییز #پاییز_زیبا #پاییز...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

باشد روزی که تو رو در جهان دگر میبینممنتظرت خواهم بود تا بار...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

قصه ی دوست داشتن ما اینگونه بودیکی بود یکی نبود ، بی خیال قس...

تنهایی ام مرا چه غم ورنج وآه داد دستم گرفت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط