قصه ی دوست داشتن ما اینگونه بود

قصه ی دوست داشتن ما اینگونه بود

قصه ی دوست داشتن ما اینگونه بود
یکی بود یکی نبود ، بی خیال قسمت نبود
قسمت نبود و این غم انگیز ترین
قسمت بود ....
درسکوتم من مدارا میکنم
قلب مجروحم را مداوا میکنم
خاطراتم را تسلا میکنم
زیر لب نام تو آوا میکنم
تا کی برایت بنویسم تا شاید بخوانی و برگردی
میدانم همه میخوانن جز تو.....
دیگر فرقی ندارد ، میدانم من تو را
دوست دارم و تو دیگری را
اما بدان قصه ی دوست داشتن ما اینگونه نبود.
پاییزی دیگر آمد
برگ ریزان خاطره ها آمد
اما نیامدی ...
شاید قصه ی ما به سر رسید
باید بگویم بدرود
اما بدان همیشه در قلبم می مانی
حتی اگر نباشی
مبارک دیگری باشی
بدان از من منی ماند که دیگر
شوق چیزی ندارد ....💔
صبورم اما نه در برابر نبودت
کار من نیست فراموش کردنت را ....😔
و شاید .......!
داستانمان برای همیشه پایان یافت
ای غم ترین غم دلتنگی
خوش به حالت که مرا فراموش کردی
من که نتوانستم 😔
خدانگهدارت باشد سپردمت به دیگران 💔
بی خیال قسمت نبود
اگر که بود این چنین نبود
دلتنگی نبود....‌‌
بماند که با دلم چه کردی بی وفا💔💔💔💔
رهگذر🙎‍♀️
دیدگاه ها (۵)

🌹 به نام آن‌که عشق را آفرید...و عشق را در قلب کسانی گذاشتکه ...

و حالا به اجبار مجبور میشوم تا این را برایت بنویسم و از تو م...

تالار در سکوت فرو رفته بود.سوکونا روی تخت سنگی نشسته بود و ب...

همین که | ت | هر صبح درخیال منی حال هر روز من خوب

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

@nphotography

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

میبخشی پارت ۳

🎂💜 Happy Birthday, Jungkook 🐰✨امروز، ۱ سپتامبر، روزیه که یکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط