{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مدهبی

#داستان_شب 🌙

هارون بر خود قرار داد که هرکس حرف حکیمانه و شیرینی زد به او کیسه ی زری ببخشد، روزی دید پیرمردی پشت خمیده، با حالت زار، مشغول کاشت درخت زیتون است!!!
هارون گفت :
ای پیرمرد تو با این سن و سال زیتون می کاری و حال آنکه عمر تو کفاف برداشت میوه ی آن نمیکند؟
پیرمرد گفت:

ای خلیفه! دیگران کاشتند و ماخوردیم ما میکاریم، دیگران بخورند!!!

هارون خوشش آمد کیسه ی زری به او داد...
پیر مرد گفت :
درختان مردم بعد از سالها میوه میدهد ولی درخت ما در حال میوه داد!!!

هارون بیشتر خوشش آمد کیسه ای دیگر زر به او داد...

پیر مرد گفت :
درختان دیگر سالی یکبار میوه میدهد اما درخت ما دوبار به بار نشست!!!

هارون بیشتر خوشش آمد کیسه ی زری دیگر به او داد و زود از آنجا عبور کرد و میگفت : اگر بایستیم خزانه را خالی خواهد کرد.....

═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
#خدایادوستت‌دارم
#نشرصدقه‌جاریه‌است.
دیدگاه ها (۱)

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو)پارت𝟏𝟎...شوتو دستش را از ر...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۷عه میخواستی..؟ خب ...

حکیمانه

. سلطان محمود غزنوی دستور داد هرکس جمله حکیمانه ای بگوید به ...

قند و پند پارسی (قسمت یکم)

نقل است که انوشیروان فرمان داد تا هرکس جمله ی حکیمانه ای بگو...

داستان ضرب المثل:در گذشته‌های دور، انوشیروان پادشاه نامی ایر...

🌳 رهبر انقلاب امسال چه درختانی کاشتند؟🔻 امسال، دیگر دومین سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط