{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يا علي گفتيم و عشق آغاز شد...

يا علي گفتيم و عشق آغاز شد...
حتما شما هم اين مصرع زيبا را زياد شنيده ايد ولي بقيه شعر را خيلي ها نمي دانند و شاعر آن را نمي شناسند .
اين شعر از آقاي دکتر محمود اکرامي فر هست . ايشون مجموعه شعري دارند به نام دريا تشنه است .اين سروده زيبا را تقديم مي کنم به همه شيفتگان مولا أميرالمؤمنين علي عليه السلام
.... از بيابان بوي گندم مانده است
عشق روي دست مردم مانده است
آسمان بازيچه ي طوفان ماست
ابر نعش آه سرگردان ماست....
باز هم يک روز طوفان مي شود
هر چه مي خواهد خدا آن مي شود
مي روم افتان و خيزان تا غدير
باده ها مي نوشم از جوشن کبير
آب زمزم در دل صحرا خوش است
باده نوشي از کف مولا خوش است
فاش مي گويم که مولايم عليست
آفتاب صبح فردايم عليست
هر که در عشق علي گم مي شود
مثل گل محبوب مردم مي شود
تا علي گفتم زبان آتش گرفت
پيش چشمم آسمان آتش گرفت
آسمان رقصيد و باراني شديم
موج زد دريا و طوفاني شديم
بغض چندين ساله ي ما باز شد
يا علي گفتيم و عشق آغاز شد
يا علي گفتيم و دريا خنده کرد
عشق ما را باز هم شرمنده کرد
دیدگاه ها (۱)

يا علي گفتيم و عشق آغاز شد...حتما شما هم اين مصرع زيبا را زي...

کیا اینکارو میکردن؟

تو مرا آزردی، که خودم کوچ کنم از شهرت... تو خیالت راحت، میرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط