{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از بیابان بوی گندم مانده است

از بیابان بوی گندم مانده است
عشق روی دست مردم مانده است

باز هم یک روز طوفان می شود
هر چه می خواهد خدا آن می شود

می روم افتان و خیزان تا غدیر
باده ها می نوشم از جوشن کبیر

آب زمزم در دل صحرا خوش است
باده نوشی از کف مولا خوش است

فاش می گویم که مولایم علیست
آفتاب صبح فردایم علیست

هر که در عشق علی گم می شود
مثل گل محبوب مردم می شود

تا علی گفتم زبان آتش گرفت
پیش چشمم آسمان آتش گرفت

آسمان رقصید و بارانی شدیم
موج زد دریا و طوفانی شدیم
دیدگاه ها (۱)

خورشیدی که تورا دیده بود دو دل بودغروب کند یا که طلوعوتقدیرش...

همیشه مقداری دلگرمی داخل جیبت باید باشد که اگر ناگهان در خیا...

ﺑـﺮﯾـﺪﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔـے ﻣﯿﺪﻭﻧـے ﯾﻌﻨـےﭼے ? !ﺍﯾﻨﮑـﻪ ﻫـﺮ ﺷﺒــ ﺩﺭﺩﺍﺗــ...

.گاهـے وقتها نوشتنت نمے آیـــב..قــבـم زבن را هم دوست نــבار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط