غم ندارم که به بندِ تو گرفتار شدم

غم ندارم که به بندِ تو گرفتار شدم

غمم آنست که ترسم کنی آزاد مرا ...
دیدگاه ها (۲)

پادشاهی درویشی رابه زندان انداختنیمه شب خواب دید که بیگناه ا...

چون تویی کنارم غم ندارم در پناه تو....

نشسته ام بنویسم ولی قرار ندارماگر چه منتظرم با کسی قرار ندار...

ای آن که مرا ز آب و گعل ساخته ای در پهلوی منت و غم انداخته ا...

بـند زده پـایِ مرا ؛ « گـیسوی زنـجـیریِ تـو🧏🏻‍♀️ »مـی‌کشـدم ...

◍⃟💖‌‌‌‌‌‍◍⃟💖◍⃟💖♥️ مرا جهانیست کـہ تو جهانش باشی🦋 مرا جانیست ...

عاشقانه های شبنم

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

‏بی‌پول شدم تو خیابون به یه یارو گفتم داداش من تازه از زندان...

گفت نمیبینم درد بکشی و من درد رو این‌جوری توصیف کردم:سنگینی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط