گفت نمیبینم درد بکشی و من درد رو اینجوری توصیف کردم:سنگی
گفت نمیبینم درد بکشی و من درد رو اینجوری توصیف کردم:سنگینی غم جوری روی قفسه سینه ات میشینه و سنگینش میکنه و چشمات و خیس میکنه و تو مجبوری بشی و یقه تو آزاد کنی و نگاهتو بدزدی تا از پا نیوفتی...
- ۳۲۹
- ۰۵ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط