{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنید

پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنید
من که رفتم بنشینید و ... هوارم بزنید

باد هم آگهـــی مرگ مرا خواهد برد
بنویسید که: "بد بودم" و جارم بزنید

من از آیین شما سیر شدم ... سیر شدم
پنجـــه در هر چه کـه من واهمه دارم بزنید

دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید؟!
خبـــر مرگ مرا طعنــــه به یــــارم بزنید

آی! آنها! که به بی برگی من می خندید!
مرد باشید و ... بیایید ... و ... کنارم بزنید
دیدگاه ها (۱)

عزیز یادی بکناز یار خستهغبار دوریتبرمن نشستهدگر تیری نزنبالی...

امروز لبریزم از عشقتو شادی حضورت در منمعجزه ای زیبا میشود بر...

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزنابتدای یک پریشانیست حرفش را ن...

‌ ‌ صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شدقلب من با رفتنت از عشق...

نجمه زارع :پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنیدمن که رفتم بنش...

پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنید من که رفتم بنشینید و .....

پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنیدمن که رفتم بنشینید و ... ...

پشتـــ دیـــــــوار همین کــــــــوچه به دارم بزنیـــــــــد...

پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنیدمن که رفتم بنشینید و هوار...

پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنیدمن که رفتم بنشینید و ... ...

پشت دیوار همین کوچه بدارم بزنید من که رفتم، بنشینید و هوارم...

پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنیدمن که رفتم بنشینید و ... ...

پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنید من که رفتم بنشینید و ......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط