🔆 پندانه

🔆 پندانه

"نقاش مشهوری" در حال اتمام نقاشی اش بود.

آن نقاشی بطور باورنکردنی "زیبا" بود و میبایست در مراسم "ازدواج شاهزاده" خانمی نمایش داده میشد.
نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بود که ناخودآگاه در حالیکه آن نقاشی را تحسین میکرد، چند قدم به طرف "عقب رفت" نقاش هنگام عقب رفتن "پشتش" را نگاه نکرد که یک قدم به "لبه پرتگاه" ساختمان بلندش فاصله دارد.

شخصی متوجه شد که نقاش چه میکند میخواست "فریاد" بزند، اما ممکن بود نقاش بر حسب ترس "غافلگیر شود" و یک قدم به عقب برود و نابود شود، مرد به سرعت "قلمویی" را برداشت و روی آن نقاشی زیبا را "خط خطی" کرد نقاش که این صحنه را دید با "سرعت و عصبانیت" تمام جلو آمد تا آن مرد را بزند اما آن مرد تمام جریان را که شاهدش بود را برایش تعریف کرد که چگونه "در حال سقوط" بود.

* براستی گاهی آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم، اما گویا "خالق هستی" میبیند چه "خطری در مقابل ماست" و "نقاشی زیبای ما" را خراب میکند.*

*💡در جورینو.، جوری نو ببینید👇*
(گروه دوازدهم)
https://chat.whatsapp.com/K2pq9Dq4t9pKo7KeiPbxZk
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲: اولین کلمات؛ شکافِ میانِ سکوتسکوتِ میانِ آن‌ها، سنگی...

🔆 پندانه"نقاش مشهوری" در حال اتمام نقاشی اش بود.آن نقاشی بطو...

#داستان_کوتاه "نقاش مشهوری" در حال اتمام نقاشی اش بود.آن نقا...

[ ] نقاش مشهوری درحال اتمام نقاشی اش بود. آن نقاشی بطورباور...

نقاش مشهوری درحال اتمام نقاشی اش بود. آن نقاشی بطورباورنکردن...

نقاش مشهوری درحال اتمام نقاشی اش بود. آن نقاشی بطورباورنکردن...

نقاش مشهوری درحال اتمام نقاشی اش بود.آن نقاشی بطور باورنکردن...

⭕️داستان نجات نقاش / آموزنده

🏖نقاش مشهوری درحال اتمام نقاشی اش بود.آن نقاشی بطور باورنکرد...

یک دقیقه مطالعهنقاش مشهوری درحال اتمام نقاشی اش بود.آن نقاشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط