MY LOVE
p8
هنوز بهوش نیومده بود.. چرا؟ مگه این دختر چی داره که من باهاش مهربونم؟
«وانیلا: پسرم گای.یدی بدبختو بعد باهاش مهربونی؟
_خب یعنی من با خیلیا اینکارارو کردم ولی خودم بهشون نرسیدم
وانیلا: عو»
دستشو گرفتم تو دستام... واییی بالاخره.. یه دست کوچولو تر و کیوت تر از من پیدا شد..وویییی
دستش پانسمان شده بود... دستشو نوازش میکردم... هی.. اگه وقتی بیدار شد دل درد یا کمرد درد داشت چی؟ پریوده مثلا!
سریع رفتم اشپزخونه
لارا «یه خدمتکار»: قربان چیزی نیاز دارید ؟
_یه شیر گرم با کیسه آب گرم و مسکن و آب میخوام
لارا: عو.. چشم الان براتون میارم
_شیر گرمو بریز تو لیوان فلزی که گرم بمونه
لارا: چشم
_بیار تو اتاق خودم
لارا: چشم
ویو لارا:
هه پارک جیمین اینارو برای اون دختره ی هرزه ات میخوای؟ «لارا عاشق جیمینه و داره حسودی میکنه» یه شیر گرم برات میارم که سرویس بشی هرزه
سریع دویدم تو حیاط.. رفتم جایی که دوربین نداره و تو دید نیست.. از تو باغچه یکم گِل برداشتم.. با شیر قاطی کردم.. اینقدر هم زدم که انگار شیرکاکائو عه تا شیر
به جای مسکن تحریک کننده گذاشتم.. چون پریوده بزار بیشتر درد بکشه... چون معلوم نیست بعدش چی میشه...!
وسایلارو تو سینی گذاشتم و به طبقه بالا رفتم
در اتاقو زدم
_چیه
لارا: قربان وسایلارو اوردم
_بیا تو
رفتم تو اتاق دیدم اون دختره ی تازه وارد رو تخت دراز کشیده و بیهوشه
خواستم بپرم روش و بزنمش.. هوففف
_بزارش رو این میزه
لارا: چشم.. چیزی نیاز ندارین
_برو
لارا: با اجازه
_وایسا
لارا: ب.بله؟
_گفتم شیر... چرا شیرکاکائو گذاشتی؟ «پسرم شیرگِله نه شیرکاکائو»
لارا: ببخشید ارباب شیر تموم شده بود
_اها.. خب برو
لارا: با اجازه
ویو جیمین:
"ده مین بعد"
دست ات تو دستم بود.. دیدم دستش داره تکون میخوره و چشماش داره باز میشه
ویو ات:
بدن درد.. دل درد.. سردرد... کمردرد... من کجام؟
چرا انگار خیلی خوابیده بودم؟ «این تجربهی منه.. جدی جدی یبار یکی بهم تجاوز کرد بعد بیهوش شدم و وقتی بیدار شدم تو بیمارستان بودم یکی منو برده بود بیمارستان و وقتی بیدار شدم یه لحظه یادم رفته بود کیم و انگار یه مدت بود خواب بودم»
_هی بیدار شدی؟
+تو کی؟
_ها؟ منم جیمین... اربابت دیگه
+آها.. چیشد.... ووویییی دلم چرا اینقدر درد میکنه؟ چیکار کردی باهام؟
_دختر من کاریت نکردم.. پریودی
+اها.. وایسا ببینم.. نکنه تو لباسام رو عوض کردی و برام پد گذاشتی؟ *خجالت*
_من پانسمانت کردم.. تمیزت کردم..لباس تنت کردم.. پد بلد نبودم بزارم آجوما گذاشت برات
+یعنی.. وایییی *خجالت*
_مهم نیست.. من قبلا همه جاتو دیده بودم
+اصلا دیده باشی.. تو درک نمیکنی این حسو
_ببینم یجوری رفتار میکنی انگار اولین بارته پریود میشی.. بهت نمیاد بچه باشی
هنوز بهوش نیومده بود.. چرا؟ مگه این دختر چی داره که من باهاش مهربونم؟
«وانیلا: پسرم گای.یدی بدبختو بعد باهاش مهربونی؟
_خب یعنی من با خیلیا اینکارارو کردم ولی خودم بهشون نرسیدم
وانیلا: عو»
دستشو گرفتم تو دستام... واییی بالاخره.. یه دست کوچولو تر و کیوت تر از من پیدا شد..وویییی
دستش پانسمان شده بود... دستشو نوازش میکردم... هی.. اگه وقتی بیدار شد دل درد یا کمرد درد داشت چی؟ پریوده مثلا!
سریع رفتم اشپزخونه
لارا «یه خدمتکار»: قربان چیزی نیاز دارید ؟
_یه شیر گرم با کیسه آب گرم و مسکن و آب میخوام
لارا: عو.. چشم الان براتون میارم
_شیر گرمو بریز تو لیوان فلزی که گرم بمونه
لارا: چشم
_بیار تو اتاق خودم
لارا: چشم
ویو لارا:
هه پارک جیمین اینارو برای اون دختره ی هرزه ات میخوای؟ «لارا عاشق جیمینه و داره حسودی میکنه» یه شیر گرم برات میارم که سرویس بشی هرزه
سریع دویدم تو حیاط.. رفتم جایی که دوربین نداره و تو دید نیست.. از تو باغچه یکم گِل برداشتم.. با شیر قاطی کردم.. اینقدر هم زدم که انگار شیرکاکائو عه تا شیر
به جای مسکن تحریک کننده گذاشتم.. چون پریوده بزار بیشتر درد بکشه... چون معلوم نیست بعدش چی میشه...!
وسایلارو تو سینی گذاشتم و به طبقه بالا رفتم
در اتاقو زدم
_چیه
لارا: قربان وسایلارو اوردم
_بیا تو
رفتم تو اتاق دیدم اون دختره ی تازه وارد رو تخت دراز کشیده و بیهوشه
خواستم بپرم روش و بزنمش.. هوففف
_بزارش رو این میزه
لارا: چشم.. چیزی نیاز ندارین
_برو
لارا: با اجازه
_وایسا
لارا: ب.بله؟
_گفتم شیر... چرا شیرکاکائو گذاشتی؟ «پسرم شیرگِله نه شیرکاکائو»
لارا: ببخشید ارباب شیر تموم شده بود
_اها.. خب برو
لارا: با اجازه
ویو جیمین:
"ده مین بعد"
دست ات تو دستم بود.. دیدم دستش داره تکون میخوره و چشماش داره باز میشه
ویو ات:
بدن درد.. دل درد.. سردرد... کمردرد... من کجام؟
چرا انگار خیلی خوابیده بودم؟ «این تجربهی منه.. جدی جدی یبار یکی بهم تجاوز کرد بعد بیهوش شدم و وقتی بیدار شدم تو بیمارستان بودم یکی منو برده بود بیمارستان و وقتی بیدار شدم یه لحظه یادم رفته بود کیم و انگار یه مدت بود خواب بودم»
_هی بیدار شدی؟
+تو کی؟
_ها؟ منم جیمین... اربابت دیگه
+آها.. چیشد.... ووویییی دلم چرا اینقدر درد میکنه؟ چیکار کردی باهام؟
_دختر من کاریت نکردم.. پریودی
+اها.. وایسا ببینم.. نکنه تو لباسام رو عوض کردی و برام پد گذاشتی؟ *خجالت*
_من پانسمانت کردم.. تمیزت کردم..لباس تنت کردم.. پد بلد نبودم بزارم آجوما گذاشت برات
+یعنی.. وایییی *خجالت*
_مهم نیست.. من قبلا همه جاتو دیده بودم
+اصلا دیده باشی.. تو درک نمیکنی این حسو
_ببینم یجوری رفتار میکنی انگار اولین بارته پریود میشی.. بهت نمیاد بچه باشی
- ۱۶.۹k
- ۱۹ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط