{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیرین بهانه بود!

شیرین بهانه بود!
فرهاد تیشه می زد تا نشنود،
صدای مردمانی را که
در گوشش می خواندند:

دوستت ندارد!
دیدگاه ها (۳)

صدای تیشه میاد از کل ستون سینه امدل شده فرهاد تیشه زنمیون سی...

شیرین و فرهاد:قصه تیشه و خون!

چیزهایی که توی پس‌زمینه‌ی ذهنش می‌گذشت، با صدای امید فریاد ز...

نه مجنون به لیلی رسیدنه فرهاد به شیرینقصه عشق زیباست هم شاد ...

باز کن دررابرایت شعر ناب آورده ام یک غزل شیرین تر از شهد شرا...

وقتی این کوچولوی شیرین شروع می‌کنه به خوندن، دیگه آهنگ معروف...

صبح بخیر زیباترین اتفاق زندگی من. می‌خواستم بدانی که با اولی...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۴ یه روز عصر بارون شدید گرفت. کا...

پاییز که می‌آید، انگار همه‌چیز دوباره از نو معنا می‌گیرد.برگ...

🍃💕دوستت دارم هاے مــنهر صبـح♥🍃💕با آفتـاب نگاه تــــو طلـوع م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط