قسم به آنکه تو را آفرید در باران
قسم به آنکه تو را آفرید در باران
هنوز منتظرم مثل بید در باران
گل همیشه بهارم! تو را به چه جُرمی؟
کدام دست تبهکار چید در باران؟
کسی درون دلم بی قرار می نالید
دلم به شکل عجیبی تپید در باران
و کفتری که شبیه خودم شکسته دلش
صدای شیون دل را شنید در باران
همین که گفتم از عشق گلی دلم خون است
گریست، قطره ی خونی چکید در باران
شبیه باغ خزان خورده خاطرم پژمرد
و پشت حوصله ام را خمید در باران
قناری غزلم غصّه مرگ شد دیگر
خبر به گوش قفس بان رسید در باران
هنوز منتظرم مثل بید در باران
گل همیشه بهارم! تو را به چه جُرمی؟
کدام دست تبهکار چید در باران؟
کسی درون دلم بی قرار می نالید
دلم به شکل عجیبی تپید در باران
و کفتری که شبیه خودم شکسته دلش
صدای شیون دل را شنید در باران
همین که گفتم از عشق گلی دلم خون است
گریست، قطره ی خونی چکید در باران
شبیه باغ خزان خورده خاطرم پژمرد
و پشت حوصله ام را خمید در باران
قناری غزلم غصّه مرگ شد دیگر
خبر به گوش قفس بان رسید در باران
- ۹۴۵
- ۱۱ فروردین ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط