{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسم به آنکه تو را آفرید در باران

قسم به آنکه تو را آفرید در باران
هنوز منتظرم مثل بید در باران
گل همیشه بهارم! تو را به چه جُرمی؟
کدام دست تبهکار چید در باران؟
کسی درون دلم بی قرار می نالید
دلم به شکل عجیبی تپید در باران
و کفتری که شبیه خودم شکسته دلش
صدای شیون دل را شنید در باران
همین که گفتم از عشق گلی دلم خون است
گریست، قطره ی خونی چکید در باران
شبیه باغ خزان خورده خاطرم پژمرد
و پشت حوصله ام را خمید در باران
قناری غزلم غصّه مرگ شد دیگر
خبر به گوش قفس بان رسید در باران
دیدگاه ها (۸)

رازداری کن و از من گله در جمع مکنباز بازیچه مشو، بارِ سفر جم...

در شهر عشق رسم وفا نیست، بگذریمیارای گفتن گله‌ها نیست، بگذری...

تو در آیینه پیدا شو، تو را دیدن فقط با منتو لب تر کن همین؛ چ...

شعر دارد با من دیوانه بازی میکندنیمه شب ها تا سحر تصویرسازی ...

قسم به آنکه تو را آفرید در بارانهنوز منتظرم مثل بید در باران...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

و هنوز #تـღـو ↬ رادر تار و پود شعرمیتوان نوشتــــمیشود داشتـ...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

بفرست براش😍😍💞💞@m5555s

@m5555s

اگر قرار باشد پاییز را در یک تصویر خلاصه کنم، تویی که با لبخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط