{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🕊 #قصه_پرواز 🥀

🕊 #قصه_پرواز 🥀
✍️ قسمت پایانی:
... و چند ساعت بعد داشتم میرفتم معراج تا پیکر سوخته مهدی رو شناسایی کنم...
سرد و مبهوت...
کاش بغلش کرده بودم...
کاش لااقل تو این دو روز ۲دقیقه با هم می‌نشستیم و گپ می‌زدیم...
کاش یه کم باهم می‌خندیدیم...
و مسیر تا معراج، طولانی‌ترین مسیر عمرم شده بود...
مسیری که مهدی از اومدن تا پرکشیدنش ۲روز بیشتر طول نکشید...
و من هنوز بهش نرسیدم...
کاش لااقل یه بار محکم بغلش کرده بودم؛
چقدر زود پرید...

«هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما...»

🖋 پایان

↩️ قسمت قبل

#دهمین_سالگرد
#شهید‌مدافع‌حرم‌مهدی‌طهماسبی

•┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•
#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم
#شهید_عشریه #شهید_طهماسبی
🌐 | www.aref-e-mojahed.ir
📧 | info@aref-e-mojahed.ir

✅ عضو شوید👇
🔗 | @arefanemojahed
دیدگاه ها (۰)

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

پارت ۵ ویو ا.ت نامجون : چرا بهم دروغ گفتی ؟چیزی نگفتم فقط سر...

🕊️ #قصه_پرواز 🥀✍️ قسمت ۷: ... داشتم میرفتم معراج تاپیکرسوخته...

🕊 #قصه_پرواز 🥀✍️ قسمت ۵:... سری تکون دادم و گفتم من دارم میر...

👇آخرین سروده‌ی قبل از شهادت:"می‌دهیم ما سر، در ره دلبر با اش...

🕊 #قصه_پرواز 🥀✍️ قسمت ۶: ... فردا بچه‌ها رو بردم توی خط و تق...

🕊 #قصه_پرواز 🥀✍️ قسمت ۱:... مهدی که از سوریه برگشت، گاه‌وبیگ...

🕊 #قصه_پرواز 🥀✍️ قسمت ۴:اون شب که یه کم تکلیف خط رومرتب کردی...

🕊 #قصه_پرواز 🥀✍️ قسمت ۲:... به کاظم گفتم من دارم میرم، اگه م...

🕊 #قصه_پرواز 🥀✍️ قسمت ۷:... سریع به طرف خط حرکت کردم. وقتی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط