انگار که از مشت قفس رستی و رفتی

انگار که از مشت قفس رستی و رفتی
یکباره به روی همه در بستی و رفتی

هر لحظه‌ی همراهی ما خاطره ای بود
اما تو به یک خاطره پیوستی و رفتی
دیدگاه ها (۷)

عاشقانه های شبنم

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

جاده بی راهه

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

عاشقانه های شبنم

تو رفتی و ندانستی برایت من چه ها کردممیان گریه خندیدم که تو ...

عاشقانه های شبنم

صدای خش‌خش برگ برگ زرد و نارنجی چه قرمزه گونه‌هاتسرده هوای ...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

ما مسلمان شده‌ی روی تو هستیم علی .. ــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط