شهدا

#عاشقانه_با_شهدا

ظرف های شام، دو تا بشقاب و لیوان بود و یک قابلمه. رفتم سر ظرف شویی. گفت«انتخاب کن. یا تو بشور من آب بکشم، یا من می شورم تو آب بکش. » گفتم «مگه چقدر ظرف هست؟» گفت «هرچی که هس. انتخاب کن. »

🌹شهید مهدی زین الدین🌹

📓یادگاران، ج۱۰، ص ۵۰
دیدگاه ها (۱)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "32""ویو جئون آنجلینا"حوصل...

پارت: 13 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخوردِ کارد و چنگالِ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 24 صدای جک از پایین ...

‍ 🌼 #همـســر_دارے 🌼 پدر و مادرمهدی، خواهر و برادرش؛ همه دور...

سیره شهدا

رفته بودیم بیرون اردوگاه، آب تنی. دیدیم دو نفر دارند یکی را ...

#ازدواج به سرمان زد زنش بدهیم. عیالم یکی از دوستانش را که دو...

🌹‍ خوابی که سردار سلیمانی پس از شهادت سردار مهدی زین‌الدین د...

✨ ﷽✨ ✍ خوابی که سردار سلیمانی پس از شهادت سردار مهدی زین‌الد...

ماجرای خوابی که حاج‌ قاسم‌ بعد از شهادت شهید زین‌الدین دید ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط