تو قاسم بودی و یک سلیمانی و اشتری

تو قاسم بودی و یک سلیمانی و اشتری
پیکری پاره و جامانده دست و انگشتری

خبر دارم که غوغایی از قاسم می آید
دارد صدای روضه ای از کربلا می آید

در میان آن آتش و خیمه ها
علی استخوان در گلو با بغض می آید

حق دارد ، در راه حق بی یاور شود
مالکش در خون خدا غرق تماشا شود

این درد در این واژه ها وصف نمی شود
آتش بگیر تا این احساس به جان ها رسد

قبل از آنکه چشم تو به خواب رود
چشم ها همه در خواب ناز بودند

وجودت مایه ی آرامش و امنیت بود
یک سلیمانی پدر یک ملت ایرانی بود

تمام افتخارمان سربازی در رکابت بود
دل علی تنها به لبخند مالک خوش بود

چه دعایی کردی در ولادت عمه ی سادات
که سرت در آغوش حسین بن علی(ع) بود

هم شهادتت مبارک گشت و هم روزت
جمعه بود و چشم انتظاری برای ظهورش

عمری در جهاد بودی و آرزویت
گشت اجابت با لبخندی در قنوتت

شهادت فقط هنر مردان خدا بود
شهید مینگردد هر لحظه به معبودش

سلام ما را به ارباب برسان که ما
عاقبت گیریم راهت به سرآغاز ظهورش

یک قاسم سلیمانی شدن کم نبود
تمام جهان به یکباره سلیمانی شدن
#قاسم جان هنوز وقتش نرسیده...
دیدگاه ها (۳)

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

چند پارتی بازی ممنوع

🎙️دکلمه

💫تو قاسم بودی و یک سلیمانی و اشتری✨پیکری پاره و جامانده دست ...

پیکری پاره و جا مانده دست و انگشتریخبر دارم که غوغایی از قاس...

این طرف قاسم سلیمانی، آنطرف قاسم سلیمانیخط به خط شعر، موج مو...

✍ تعبیر بسیار زیبا و عاشقانه‌ی مجری‌ تلویزیون‌ ملی‌ عراق در ...

"تقدیم به رهبرم سید علی" شک نکن در جگر و غیرت ایرانی هانبریم...

شک نکن در جگر و غیرت ایرانی‌ها • نبریمت سر بازار، چو کنعانی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط