کلبه ای تاریک درمیان جنگلی ویران...
کلبه ای تاریک درمیان جنگلی ویران...
گلی تشنه روی زمین تر...
آه اشک آلودی ک خفه میشود در سکوت مرگبار جنگل...
چشمانی سرخ خیره به دیوار که دلیل برای باریدن زیاد دارد اما...
و همچنان با آه وحشت آفرینی میسوزد شمع روی میز...
شمعی که با عشق جانش بخشیدی...
آری....شعله عشق هیچگاه خاموش نمیشود...اما...
زمانی میرسد که عمر شعله دار به سر میرسد...
آنجاست که شعله اش عالم را میسوزاند...!
Aref
گلی تشنه روی زمین تر...
آه اشک آلودی ک خفه میشود در سکوت مرگبار جنگل...
چشمانی سرخ خیره به دیوار که دلیل برای باریدن زیاد دارد اما...
و همچنان با آه وحشت آفرینی میسوزد شمع روی میز...
شمعی که با عشق جانش بخشیدی...
آری....شعله عشق هیچگاه خاموش نمیشود...اما...
زمانی میرسد که عمر شعله دار به سر میرسد...
آنجاست که شعله اش عالم را میسوزاند...!
Aref
- ۱.۳k
- ۱۶ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط