{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جمعه و شنبه ندارد دل من رفته به باد

جمعه و شنبه ندارد دل من رفته به باد
بی تو از یک یک روزای خدا بیزارم
فکر اینکه تو نباشی و نمانی با من
میکند لحظه و هر ثانیه را آزارم
دلهره همچو خوره بر تن من می افتد
میخراشد دل من حسّ ِ همین افکارم
شورِ شعر و غزل و قافیه ها میمیرد
میشود یکسره غم یک به یک آثارم
به همین شکل،، اگر پیش رَوَد میبینی
همه شب را به غمت تا به سحر بیدارم
تو نباشی که غمی نیست، فقط یک چیزی
ذوق ذوق درد و غمِ قافیه ای بیمارم
سختی اش هم به همه عُمر و کمی بیشتر است
غم مخور بی تو فقط تکیه به یک دیوارم
حالِ من را تو اگر خواندی و دانستی که
بی تو از یک یک روزای خدا بیزارم
دیدگاه ها (۸۲)

عشق با اینکه کمی سرخوش و سهل انگار استوقت یادآوری خاطره ها ه...

قرص مهتاب بیا، هیزیِ مردم به درکتو بفرما "مهِ نو" حق تقدم به...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنتسخت دلتنگم برای اخم و دعوا ...

"تا تو رفتی پایِ شعرم مملو از واریس شد"پای بر رفتن نهادی و ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط