{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح پا شدم اومدم بهش پی ام بدم

صبح پا شدم اومدم بهش پی ام بدم
شتت ما خیلی وقته که از هم جدا شدیم
چرا اینقد من خنگم نمیدونم اما اینو میدونم که دارم با خاطراتش زندگی میکنم جوری که هر لحضه حتی صدای نفساشو حس میکنم اره درسته زمان که بگذره خیلی چیزا واست حل میشه اما برای پاک کردن خاطرات چندین سالت حتی آلزایمر قوی هم نمیتونه واست کاری انجام بده آدمای جدید کافه خندهات مهمونی سینما پر کردن دورت با آدمایی که هیچ حسی بهشون ندادی هیچی ...
نه بعضی وقتا هیچی حالتو خوب نمیکنه وقتی که دوستتو بعد سال ها میبینی و میپرسه هنوز با همون همیشگیتی و ....
نه خیلی وقته همه چیز بینمون تموم شده خبری ندارم ازش
اما حتی ساعت رفت و آمدشم میدونی توی احمق هر روز حتی عکس پروفایلشو چک میکنی ...
باز شروع میکنه به حرف زدن که آره اصلا بهتر لیاقتت خیلی بیشتره اصلا این پسررو دیدی این کتابو خوندی پاساژ جدید افتتاح شده سر زدی
اما تو انگار توی آخرین حرف و لحضه های رابطت خاک شدی...
میدونی بعضی آدما با همه خوبی و بدیشون میان به زندگیت اما نمیرن حتی اگه سالها از کنارت رفته باشن
مثل مرگ ی عزیز واقعا بعضی اتفاقات قابل حضم نیست...
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

🐨: سلام! روز بخیر. آن‌یوهاسه‌یو. واقعاً ازتون ممنونم که اومد...

🐨: سلام! روز بخیر. آن‌یوهاسه‌یو. واقعاً ازتون ممنونم که اومد...

#in_your_eyes"ادامه پارت ۸۸"ویو کایلافقط دلم میخواست مطمئن ب...

وقتی بدترین دشمن اعصابت شوهرت میشه

‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ★‌𝓣...

part 65تهیونگ« من خودمم هنوز که هنوزه تو شکم»جین« وایسا ببین...

پارت پنجم — خاندان مینسوآ هنوز هم با ناباوری به یورا نگاه می...

طبقه ۱۲پارت ۵۳ روز بعد...ویو نویسنده:توی این سه روز شب ها خو...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p52در همین حال نینا و لیا توی باغ قدم می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط