می زده شب چو ز میکد6ه باز آیم

می زده شب چو ز میکد6ه باز آیم
بر سر کوی تو من به نیاز آیم
دلداده رهگذرم
از خود نبود خبرم
ای فتنه گرم ....
دیدگاه ها (۴)

آمدن سرکوه تو ضرور است مراچو ز پا بیافتمبا سر می آیم🐣

باز هم مرغِ دلم ، بر سر کوی حسین . ❤️‍🩹ـــــــــــــــــــــ...

عاشقانه های شبنم

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

تو چرا جملہ نبات و شڪریتو چرا دلبر و شیرین نظریتو چرا همچو گ...

تو مگر در به‌ دری‌؟خانه‌ نداری‌ ای‌بغض؟! همه‌ شب‌ سر‌زده‌ مه...

عاشقانه های شبنم

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

بشنو ناله و افغان مراسر گذشت شب هجران مرا ای کوهی کو ز جانان...

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط