{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با من از عشق بگو

با من از عشق بگو
گستاخ و سنگدل میخوانیم
انگاه که کلام کسالت بارت ،صبر و قرار ،ازمن میرباید
نازنینم:
بامن از عشق بگو
از زندگانی
از مرگ
ترس و تاریکی
شور و شیدایی
امید و نا امیدی
از تپش های قلبت:
انگاه که چشم در چشم خماری دل از کف دادی
از نخستین بوسه هایت :
انگاه که با عطر دل انگیز گلهای بهار در هم امیختی
از عاشقانه هایت:
انگاه که پیله ابریشمین تن را به معشوقی هدیه دادی
مهربانم:
بگذار ،بنوشم شراب شیرین شادیکامیهایت را
بگذار ،سر کشم زهر تلخ درد های جانکاهت را
بگذار ،در اغوش کشم اشفتگی های روح نا ارامت را
دیدگاه ها (۱)

با من از عشق بگوگستاخ و سنگدل میخوانیمانگاه که کلام کسالت با...

حرفت را بزن... حرف هایی که نمیزنی،رنجش هایی که عنوان نمیکنی،...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

اصالت و ذات خوب 👇👇👇زیر نویس

♨️مهدی یوسفی هم طلایی شد🔹تیم ملی کشتی آزاد امید ایران در لاس...

همتی خائن باید هرچه زودتر عزل ومحاکمه بشه✍بانک مرکزی طی یک‌م...

احمقی به نام اینترناشنال اسکول کلرسانه ها اعتراض فرانسه رو د...

کانال سروش .https://splus.ir/SajjadShahi7

🔴 بیانیهٔ صریحِ دُکتِرینِ حَد / معماریِ قدرت: بهرام محمدی(پا...

♨️عراقچی خطاب به نتانیاهو:🔹آخرین باری که خواستید «کار را تما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط