{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم عاشق شوم اما ندادی فرصتم

خواستم عاشق شوم اما ندادی فرصتم

عشق را کی میچشم کی از توگردد نوبتم

منتظر ماندم ببینم عاشقی با تو چه کرد

تا به یادت می فتادم می شکستی خلوتم

قلب من درحسرت عاشق شدن رسوای توست

تو نمیخواهی بمانم تا ابد در حسرتم

آه از سرمای سخت این زمستان فراق

گرمی عشق تو باشد در دو عالم ثروتم

تا تو را دیدم نمیدانم چرا بی خود شدم

عاشقی عاشق پرستی تا ابد شد عادتم
دیدگاه ها (۱)

بی تو اینجا میشود سر کرد اما با چه حالدیده ها را میشـــود تر...

این غرور لعنتی بغض مرا دزدیده است از گلویم نعمت فریاد را برچ...

ای خدا یار من آنجاست ، حواست باشد؛او نشان کرده ی اینجاست ، ح...

دنیای من دنیای تردید و یقین استیک عمر بی تاب کسی بودن همین ا...

خواستم عاشق شوم اما ندادی فرصتمعشق را کی میچشم کی از توگردد ...

خواستم عاشق شوم اما ندادی فرصتم عشق را کی میچشم کی از توگردد...

خواستم عاشق شوم اما ندادی فرصتمعشق را کی میچشم کی از توگردد ...

.‌خواستم عاشق شوم اما ندادی فرصتمعشق را کی میچشم کی از توگرد...

خواستم عاشق شوم اما ندادی فرصتمعشق را کی میچشم کی از توگردد ...

‌خواستم عاشق شوم اما ندادے فرصتمعشق را ڪے میچشم ڪے از توگردد...

یه کمی قدیمه .. ولی خوب میگه

خواستم عاشق شوم اما ندادی فرصتم عشق را کی میچشم کی از توگردد...

خواستم عاشق شوم اما ندادی فرصتمعشق را کی میچشم کی از توگردد ...

خواستم عاشق شوم اما ندادی فرصتمعشق را کی میچشم کی از توگردد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط