{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به گلهای باغچه آب دادم.

به گلهای باغچه آب دادم.
گلها خندیدند و عطر نفس هاشان در فضا پیچید..
حوضِ بی ماهی به حرف آمد و ترانه سرود!
سیبی از دامان مادرش جدا شد و خندان دور حیاط چرخید..
باد بهاری موهای آشفته ام را در هم تنید و سنجاق پروانگی بر آن نهاد..
چقدر دلم خندیدن با گلهای بشقاب خانه ی مادربزرگ را می خواهد!
دلم خواندن ترانه با گرامافون از کار افتاده ی پدربزرگ را میخواهد!
دلم دامان پُر چین درخت و رقصیدن با پروانه را میخواهد..
حتم دارم میشود.
جنس کوه از یخ است آب میشود!
آسمان نزدیکتر از دریاست،عاشق میشود..
حتم دارم "پرواز"،بی "بال" هم میشود...
دیدگاه ها (۲)

به گلهای باغچه آب دادم.گلها خندیدند و عطر نفس هاشان در فضا پ...

به گلهای باغچه آب دادم.گلها خندیدند و عطر نفس هاشان در فضا پ...

#حال_خوب💫به گلهای باغچه آب دادم.گلها خندیدند و عطر نفس هاشان...

یادش بخیر، به بهانه ی خانه تکانی همه دور هم جمع میشدیم... یا...

یادش بخیر به بهانه ی خانه تکانی همه دور هم جمع میشدیم یک دل...

🌹هرروز دلم برای خانه ی قدیمی مان تنگ میشود !همان خانه کلنگی ...

#نمی‌دانم...نمی‌دانم چه کسی صاحب من است؟کدام خدا صاحب من است...

هنوز نیامده حرف از رفتن میزنی.. انگار یکی از ماهیچه های قلبم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط