بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
سوره کافرون و نگاه چوپان پیر :
با قرآن کوچکی در دست کنار چوپان پیر نشسته بود و داشت به غروب آفتاب مینگریست. پس از لحظاتی سرشار از سکوتی مسحور کننده، چوپان پیر او را گفت؛ اکنون قرآنت را بگشای تا ببینیم کدامین سوره ما را مهمان میکند.
و چون گشود، گفت: سورهٔ کافرون آمد.
چوپان پیر پس از مکثی کوتاه پرسید: آیا میدانی کافر چه کسی است؟!
گفت: بیدین را کافر گویند. آنکه دینی ندارد.
چوپان پیر لبخندی زد و گفت: پس چرا در انتهای سوره میگوید؛ دین شما برای شما و دین من از آنِ من؟!
لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ - دین شما برای خودتان، و دین من برای خودم.(سوره کافرون آیه 6)
آن شخص هاج و واج ماند و آنگاه متعجبانه پرسید: پس مراد از اینان چه کسانیاند؟!
چوپان پیر نفس عمیقی کشید و دوباره نگاهش را به غروب خورشید دوخت و گفت: اینان به ظاهر همان دیندارانیاند که دینشان، نه دین حق که توهّمات و ذهنیاتشان است. آرزوها و برداشت های ناصواب شان است.
دین حق، خالص و خلاصی بخش است، رهاننده است. مُخلَص و آزاده میسازد. حال آنکه اینان اسیر ذهنیاتشان اند. بردهٔ برداشتهای متوهمانه شان اند. اینان بدنبال حق نیستند. بدنبال تثبیت خواسته های نفسانیشان اند. برای همین است که در پایان می فرماید؛ دین شما برای خودتان و دین من از آنِ من! برای همین است که میفرماید؛ من آنچه را که شما عبادت میکنید، عبادت نمیکنم!
میبینی!! این کافران اهل عبادت هم هستند! عبادت میکنند! اما نه حق را، که ذهنیاتشان را، که خواهشهای نفسانیشان را. از این عبادت کنندگان ناحق، حذر کن، که -فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ - وای بر این نمازگزاران.(سوره ماعون آیه 4) اشاره به اینان است.
سوره کافرون و نگاه چوپان پیر :
با قرآن کوچکی در دست کنار چوپان پیر نشسته بود و داشت به غروب آفتاب مینگریست. پس از لحظاتی سرشار از سکوتی مسحور کننده، چوپان پیر او را گفت؛ اکنون قرآنت را بگشای تا ببینیم کدامین سوره ما را مهمان میکند.
و چون گشود، گفت: سورهٔ کافرون آمد.
چوپان پیر پس از مکثی کوتاه پرسید: آیا میدانی کافر چه کسی است؟!
گفت: بیدین را کافر گویند. آنکه دینی ندارد.
چوپان پیر لبخندی زد و گفت: پس چرا در انتهای سوره میگوید؛ دین شما برای شما و دین من از آنِ من؟!
لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ - دین شما برای خودتان، و دین من برای خودم.(سوره کافرون آیه 6)
آن شخص هاج و واج ماند و آنگاه متعجبانه پرسید: پس مراد از اینان چه کسانیاند؟!
چوپان پیر نفس عمیقی کشید و دوباره نگاهش را به غروب خورشید دوخت و گفت: اینان به ظاهر همان دیندارانیاند که دینشان، نه دین حق که توهّمات و ذهنیاتشان است. آرزوها و برداشت های ناصواب شان است.
دین حق، خالص و خلاصی بخش است، رهاننده است. مُخلَص و آزاده میسازد. حال آنکه اینان اسیر ذهنیاتشان اند. بردهٔ برداشتهای متوهمانه شان اند. اینان بدنبال حق نیستند. بدنبال تثبیت خواسته های نفسانیشان اند. برای همین است که در پایان می فرماید؛ دین شما برای خودتان و دین من از آنِ من! برای همین است که میفرماید؛ من آنچه را که شما عبادت میکنید، عبادت نمیکنم!
میبینی!! این کافران اهل عبادت هم هستند! عبادت میکنند! اما نه حق را، که ذهنیاتشان را، که خواهشهای نفسانیشان را. از این عبادت کنندگان ناحق، حذر کن، که -فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ - وای بر این نمازگزاران.(سوره ماعون آیه 4) اشاره به اینان است.
- ۲۸۱
- ۱۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط