تو مراآنقدر آزردی که...
تو مراآنقدر آزردی که...
خودم کوچ کنم ازشهرت ..
بکنم دل ز دل چون سنگت...
توخیالت راحت...
می روم ازقلبت ...
می شوم دورترین خاطره در شب هایت
تو به من می خندی و به خود می گویی:
بازمی آید و میسوزد از این عشق
ولی ..
بر نمی گردم نه
می روم آنجاییکه دلی بهر دلی تب دارد...
عشق زیباست و حرمت دارد ..
تو بمان...
دلت ارزانی هر کس که دلش مثل دلت سرد و بی روح شده است..
سخت بیمارشده است...توبمان در شهرت...
خودم کوچ کنم ازشهرت ..
بکنم دل ز دل چون سنگت...
توخیالت راحت...
می روم ازقلبت ...
می شوم دورترین خاطره در شب هایت
تو به من می خندی و به خود می گویی:
بازمی آید و میسوزد از این عشق
ولی ..
بر نمی گردم نه
می روم آنجاییکه دلی بهر دلی تب دارد...
عشق زیباست و حرمت دارد ..
تو بمان...
دلت ارزانی هر کس که دلش مثل دلت سرد و بی روح شده است..
سخت بیمارشده است...توبمان در شهرت...
- ۱.۲k
- ۳۰ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط