شخصی نزد سقراط آمد و گفت:

شخصی نزد سقراط آمد و گفت:
میدانی راجع به شاگردت چه شنیده ام؟
سقراط پاسخ داد: لحظه ای صبر کن.
آیا کاملا مطمئنی که آنچه که می خواهی بگویی حقیقت دارد؟ مرد: نه، فقط در موردش شنیده ام.
سقراط: آیا خبرخوبی است؟ مرد پاسخ داد: نه، برعکس.
سقراط: آیا آنچه که می خواهی بگویی، برایم سودمند است؟
مرد: نه واقعا.
سقراط: اگر می خواهی به من چیزی را بگویی که نه حقیقت دارد، نه خبر خوبی است و نه حتی سودمند است، پس چرا اصلا آن را به من میگویی؟
مراقب نقل قول هایمان باشیم....
دیدگاه ها (۶)

#سرنوشت‌ـ‌اشتباهپارت ۱ ﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋«گفتم، لعنتی در بزن!»صد...

سلاام..صبح همه دوستان عزیزم بخیر و خوشی♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥سقراط - روز...

هر زمان شایعه ای را شنیدید و خواستید آن را بیان کنید، ابتدا ...

روزی شخصی باهیجان نزدسقراط آمد و گفت: سقراط میدانی راجع به ی...

هر زمان شایعه ای روشنیدید و یا خواستید شایعه ای را تکرار کنی...

هر زمان شايعه اي روشنيديد و يا خواستيد شايعه اي را تکرار کن...

هر زمان شايعه اي روشنيديد و يا خواستيد شايعه اي را تکرار کني...

هر زمان شایعه ای روشنیدید و یا خواستید شایعه ای را تکرار کنی...

در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش...

داستان_پندآموزروزی شخصی با هیجان نزد استادی آمد و گفت: استاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط