{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسره زنگ میزنه خونشون ومیگه : مامان من ایدز دارم,مامانه:

پسره زنگ میزنه خونشون ومیگه : مامان من ایدز دارم,مامانه: جون هر کی دوس داری نیا خونه لامصب بد بختمون میکنی ،پسره:چرا اخه واسه چی? مامانه:اکه بیای خونه زنت ازت ایدز میگیره و بعد به داداشت انتقال میده و داداشتم به پیشخدمت خونه، پیشخدمت خونه به بابات ،باباتم به خواهر من، خواهر منم به شوهرش انتقال میده، شوهرشم به من انتقال میده، منم به باغبون انتقال میدم، باغبونم به خواهرت انتقال میده خواهرتم به کل شهر انتقال میده، نیا پسرم نیا محض رضای خدا نیا!( بر گرفته شده از سریال های GEM )
دیدگاه ها (۲)

دیشب بابام ازم پرسید گوشیتو فارسی کردی؟ من گفتم :نه نبردم فا...

با یه قامت شکسته، با نگاهی مات و خسته، سرشو برده تو شونش، یه...

شبی گفتم به قلیانم که از جانم چه میخواهی؟ نوشت با خط دود خود...

خدایا امشب مهمانم باش به صرف یک قهوه تلخ وقتش رسیده طعم دنیا...

My lovely neighbor part : 48

Animals and clothes drying

دانلود کتاب هفته - جلد 33 - 6 اردیبهشت 1341

دانلود مجله دنیای سخن - شماره 32 - خرداد و تیر 1369

این که آدم یک جهان تنهاست بعضی وقت‌هاقصه‌ای غمگین ولی زیباست...

دانلود کتاب خاطرات سردار مریم بختیاری

عزیز البریهی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط