{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستم به دامانت گلم ،از خود مرا سردم نکن

دستم به دامانت گلم ،از خود مرا سردم نکن
آن دم که از من دلخوری، هرگز مرا طردم نکن

من عاشقی مستانه ام،تاب وتوانم رفته است
بی ماه رویت عشق من،ماه جهانم رفته است

هرگز مرا از خود مران ،بی تو کجا باید روم؟
با من بگو محبوب من ،بی تو چرا باید روم؟

روزی که دیدم من تو را،شرم نگاهت دیده شد
آن لحظه فهمیدم که آن،برق نگاهت چیده شد

دستی به دستانم بده،گرمای دستت مرهم است
خوبی، بدیهایم ببخش ،زیرا همیشه درهم است

مهرت به من افزون بکن،چون باتو معنا میشوم
ترکم نکن تا آخرت ،چون بی تو رسوا میشوم
دیدگاه ها (۱)

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

بی تو من، ثانیه تا. ثانیه را پیر شدم من همان،کوه غرورم، ...

من اگر ساز کنم حاضری آواز کنی ؟غزلی خوانی وچون نغمه ی دل باز...

مستانه مستم میکنی، دل را زدستم میکنی...گه باده نوشم ای صنم،گ...

دستم به دامانت گلم ،از خود مرا سردم نکنآن دم که از من دلخوری...

دستم به دامانت گلم ،از خود مرا سردم نکنآن دم که از من دلخوری...

دستم به دامانت گلم ،از خود مرا سردم نکنآن دم که از من دلخوری...

دستم به دامانت گلم ،از خود مرا سردم نکنآن دم که از من دلخوری...

دستم به دامانت گلم ،از خود مرا سردم نکنآن دم که از من دلخوری...

دستم به دامانت گلم ،از خود مرا سردم نکنآن دم که از من دلخوری...

دستم به دامانت گلم ،از خود مرا سردم نکنآن دم که از من دلخوری...

دستم به دامانت گلم ،از خود مرا سردم نکنآن دم که از من دلخوری...

دستم به دامانت گلم ،از خود مرا سردم نکنآن دم که از من دلخوری...

دستم به دامانت گلم ،از خود مرا سردم نکنآن دم که از من دلخوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط