تو آسمان منی من پرنده ام آقا / برای بال من آغوش خویش را ب
تو آسمان منی من پرنده ام آقا / برای بال من آغوش خویش را بگشا / که کوچ کرده ام از سردسیری تشویش / به گرمسیر دل انگیز گنبدت مولا / گذشته ام من از انبوه جنگل تردید / و حجم خشک نفس گیری بیابانها / غریب تر ز مسافر غریب تر ز غروب / کشانده مهر تو ای خوب تا کجا ما را / رسیده ام لب ایوان نگاه من ابری / شکوه گنبد خورشید گونه ات پیدا / کنون به وسعت جغرافیای دلتنگی / نشسته ام بزنم باز دل به این دریا / کویر تجربه ی لحظه های تلخ من است / تو مثل جاری آبی بر این عطش اما ...*
- ۱.۸k
- ۱۲ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط