زندگی کردن سخته ،قبول دارم

زندگی کردن سخته ،قبول دارم
اینکه با هزار جون کندن ، خودتو برسونی به نقطه ای که آرزشو داشتی و یه روز که از خواب بیدار بشی ببینی همش از بین رفته ، ببینی اون جون کندنا ، سگ دو زدنا ، همشون شبیه یه دومینو پشت هم ریختن و دیگه هیچی از اون نقطه نمونده !
زندگی درد داره آره ،شاید سوزنِ غمش انقدر دردناک باشه که یه روز به خودت بیای و بگی دمت گرم من! تو چه چیزایی رو تحمل کردی !
اینکه یه مسیر طولانی رو دنبال هدف و چیزایی که میخواستی بری و وقتی پشت سرتو نگاه میندازی حتی جای ردپاتم نمونده باشه
اره رفیق میدونم !
میدونم به هر دری زدی نشد
به هر کی رو زدی فکر کردی دوستته و دشمن از آب در اومد
میدونم خواسته هات سراب شد !
اما من میگم یه جا درد باید به استخون بزنه ، باید امونتو ببره ، باید تو خودش حلت کنه ، تا حماقتات، خریتات ، همه ی کارایی که کردی و نشد اونی که باید میشد ، از بدنت بره
زندگی دردناکه اره اما من میگم یه قرصی ، دوایی ، درمونی باید باشه که سرپات کنه ، نمیشه که هی غم بخوری هیچی نباشه بسازتت ...
من اگه درمون دردارو میدونستم یه نسخه واسه همه آدمایی که دیگه بریدن میگرفتم و بهشون میگفتم این دل پیچه ها و گُر گرفتیا موندنی نیست این چیزایی که تو این نسخه هستو هر شب قرقره کن تا فردا جز خودت هرچی تو دلت و مغزت بوده رو بالا بیاری
بعدشم روز از نو روزی از نو!
دیدگاه ها (۱۷)

* در یه بخش دیگه از ولاگ، هوپی به خواهرش زنگ زد تا بهش یادآو...

‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌𓍯 ‌ ‌La Chapelle weibo ❕«خبر هیجان‌ا...

P16خونه فورجر ها انیا:من اومدم یور:خوش اومدی اندر:تا این مقه...

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑 | 𝐅𝐢𝐧𝐚𝐥شب، ...

دهکده جادویی بانگو پارت ۱۲( پایان فصل اول )

دیگه نمیدونم چی بگم راجبت ، که چندمین باره دارم تبریک میگم و...

تکپارتیموضوع:(وقتی بچه رو میزارید خونه دوستت و خودتون میرید ...

سناریو سو پارت اخر

جهانی به نام برادر دوتا داداش دارم داریوش وکامران

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط