* در یه بخش دیگه از ولاگ، هوپی به خواهرش زنگ زد تا بهش یا
* در یه بخش دیگه از ولاگ، هوپی به خواهرش زنگ زد تا بهش یادآوری کنه به گربههاش غذا بده.
👨🏻: نونات الان داره به مامان کمک میکنه جئون (یه غذای سنتی کرهای) درست کنه.
🐿️: آها، جدی؟ مامان داره جئون درست میکنه؟
👨🏻: آره، آره.
🐿️: باید به گربهها غذا بدی...
👩🏻: چه بیادب! روز تعطیل زنگ زدی! فقط برای همین زنگ زدی؟
👩🏻: واقعاً فقط زنگ زدی بپرسی به گربهها غذا دادم یا نه؟ همین؟
🐿️: چوسوک خوبی داشته باشی!
👨🏻: باشه، باشه! کارت رو تموم کن و بیا.
🐿️: به محض اینکه کارم تموم بشه، مستقیم میام.
👨🏻: نونات الان داره به مامان کمک میکنه جئون (یه غذای سنتی کرهای) درست کنه.
🐿️: آها، جدی؟ مامان داره جئون درست میکنه؟
👨🏻: آره، آره.
🐿️: باید به گربهها غذا بدی...
👩🏻: چه بیادب! روز تعطیل زنگ زدی! فقط برای همین زنگ زدی؟
👩🏻: واقعاً فقط زنگ زدی بپرسی به گربهها غذا دادم یا نه؟ همین؟
🐿️: چوسوک خوبی داشته باشی!
👨🏻: باشه، باشه! کارت رو تموم کن و بیا.
🐿️: به محض اینکه کارم تموم بشه، مستقیم میام.
- ۱۷۸
- ۲۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط