در یه بخش دیگه از ولاگ هوپی به خواهرش زنگ زد تا بهش یا

* در یه بخش دیگه از ولاگ، هوپی به خواهرش زنگ زد تا بهش یا

* در یه بخش دیگه از ولاگ، هوپی به خواهرش زنگ زد تا بهش یادآوری کنه به گربه‌هاش غذا بده.

👨🏻: نونا‌ت الان داره به مامان کمک می‌کنه جئون (یه غذای سنتی کره‌ای) درست کنه.
🐿️: آها، جدی؟ مامان داره جئون درست می‌کنه؟
👨🏻: آره، آره.
🐿️: باید به گربه‌ها غذا بدی...
👩🏻: چه بی‌ادب! روز تعطیل زنگ زدی! فقط برای همین زنگ زدی؟
👩🏻: واقعاً فقط زنگ زدی بپرسی به گربه‌ها غذا دادم یا نه؟ همین؟
🐿️: چوسوک خوبی داشته باشی!
👨🏻: باشه، باشه! کارت رو تموم کن و بیا.
🐿️: به محض اینکه کارم تموم بشه، مستقیم میام.
دیدگاه ها (۰)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "39"ویو جئون آنجلیناصبح.....

Iove and the moonPart32یونا: مامان من دیگه میرم خونه خدا نگه...

تک پارتی از جونگکوک.

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۱۰۶ویو راوی توی م...

پارت 6 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ★ویو صبح: ات: بلند شدم دیدم...

~Destiny:Part 1~

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

سناریو سانزو پارت ۱

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط