منم که شُهره ی شهرم به عشق ورزیدن
منم که شُهره ی شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافری است رنجیدن
مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست
به دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن
به رحمت سر زلف تو واثقم ورنه
کِشش چو نَبْوَد از آن سو چه سود کوشیدن
ز خطّ یار بیاموز مهر با رخ خوب
که گِرد عارض خوبان خوش است گردیدن
منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافری است رنجیدن
مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست
به دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن
به رحمت سر زلف تو واثقم ورنه
کِشش چو نَبْوَد از آن سو چه سود کوشیدن
ز خطّ یار بیاموز مهر با رخ خوب
که گِرد عارض خوبان خوش است گردیدن
- ۳.۷k
- ۱۲ آبان ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط