حیلت رها کن عاشقا؛

حیلت رها کن عاشقا؛
٭٭٭٭٭٭
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها
وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو
باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی گر
سوی مستان می‌روی مستانه شو مستانه شو
ای لولی بربط زن تو مستتری یا من
ای پیش چو تو مستی افسون من افسانه
از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمد
در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه
چون کشتی بی‌لنگر کژ می‌شد و مژ می‌شد
وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه
گفتم ز کجایی تو تسخر زد و گفت ای جان نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه
نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل
نیمیم لب دریا نیمی همه دردانه
گفتم که رفیقی کن با من که منم خویشت
گفتا که بنشناسم من خویش ز بیگانه
باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی گر
سوی مستان می‌روی مستانه شو مستانه شو
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

مولانا جلال الدین محمد
" مولوی "
دیدگاه ها (۴)

حیلت رها کن عاشقا، دیوانه شو، دیوانه شو... 🕊️✨و اندر دل آتش ...

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی گرسوی مستان می روی مس...

باران که شدى مپرس ، اين خانه کيستسقف حرم و مسجد و ميخانه يکي...

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

جاده بی راهه

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ش...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

📝شعری که امام خامنه ای چند روز قبل از شهادتش نوشت🎙توضیحات آی...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط