پشتِ کاجستان، برف برف، یک دسته کلاغ جاده یعنی غربت باد، آ
پشتِ کاجستان، برف برف، یک دسته کلاغ جاده یعنی غربت باد، آواز، مسافر و کمی میل به خواب شاخِ پیچک و رسیدن و حیاط من و دلتنگ و این شیشهی خیس مینویسم و فضامینویسم و دو دیوار و چندین گنجشک یک نفر دلتنگ استیک نفر میبافدیک نفر میشمردیک نفر میخواندزندگی یعنی یک سار پریداز چه دلتنگ شدی؟دلخوشیها کم نیست مثلاً این خورشیدکودکِ پسفردا کفترِ آن هفته یک نفر دیشب مُردو هنوز...نانِ گندم خوب استو هنوز...آب میریزد پایین، اسبها مینوشند قطرهها در جریان برف بر دوش سکوت و زمان روی ستون فقرات گلِ یاس...- سهراب سپهری -
- ۲.۹k
- ۱۹ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط