{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت کاجستان برف.

پشت کاجستان برف.

برف، یک دسته کلاغ.

جاده یعنی غربت.

باد، آواز، مسافر، و کمی میل به خواب.

شاخ پیچک و رسیدن و حیاط.

من، و دلتنگ، و این شیشه ی خیس.

می‌نویسم، و فضا.

می‌نویسم، و دو دیوار، و چندین گنجشک.

یک نفر دلتنگ است.

یک نفر می‌بافد.

یک نفر می‌شمرد.

یک نفر می‌خواند.

زندگی یعنی: یک سار پرید.

از چه دلتنگ شدی؟

دلخوشی‌ها کم نیست: مثلاً این خورشید،

کودک پس فردا،

کفتر آن هفته.

یک نفر دیشب مرد و هنوز، نان گندم خوب است.

و هنوز آب، می‌ریزد پایین اسب‌ها می‌نوشند.

قطره‌ها در جریان،

برف بر دوش سکوت

و زمان روی ستون فقرات گل یاس.

"سهراب سپهری"
دیدگاه ها (۲)

افرینننننننننن

رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجز گریز برایم نمانده ...

نه امیدی که بر آن خوش کنم دل نه پیغامی نه پیک آشنایی نه در چ...

جنبش واژه زیست پشت کاجستان، برف برف، یک دسته کلاغ جاده یعنی...

جنبش واژه زیست پشت کاجستان ، برفبرف، یک دسته کلاغجاده یعنی غ...

پشتِ کاجستان، برف برف، یک دسته کلاغ جاده یعنی غربت باد، آواز...

❄بازار سنتی کلاردشت و روز برفی ❄☃️

من ، و دلتنگ، و این شیشهٔ خیس!می نویسم و فضا،می نویسم و دو د...

یک نفر دلتنگ است.یک نفر می بافد.یک نفر می شمرد.یک نفر می خوا...

یک نفر دلتنگ است.یک نفر می بافد.یک نفر می شمرد.یک نفر می خوا...

من و دلتنگ و این شیشه خیس

من ، و دلتنگ، و این شیشهٔ خیس!می نویسم و فضا،می نویسم و دو د...

یک نفر دلتنگ است.یک نفر می بافد.یک نفر می شمرد.یک نفر می خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط