از تمامِ شهر با آن چشم، می دیدم سری
از تمامِ شهر با آن چشم، می دیدم سری
می کنی با خنده هایت توی قلبم محشری
با خودم گفتم که داری فرق با معشوقه ها
ساده بودم،ای بخُشکَد ریشه یِ خوش باوری
با دعا و سحر و جادو دل بریدی آخرش
ای بسوزد ریشه یِ هر ساحر و جادوگری
آتشی با رفتنت در خاطراتم شد به پا
می کند آخر مرا تبدیل بهِ خاکستری
توی تاریخِ جهان هم ثبت خواهد شد شبی
داستانِ رفتنت، دلتنگیِ شرم آوری
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
می کنی با خنده هایت توی قلبم محشری
با خودم گفتم که داری فرق با معشوقه ها
ساده بودم،ای بخُشکَد ریشه یِ خوش باوری
با دعا و سحر و جادو دل بریدی آخرش
ای بسوزد ریشه یِ هر ساحر و جادوگری
آتشی با رفتنت در خاطراتم شد به پا
می کند آخر مرا تبدیل بهِ خاکستری
توی تاریخِ جهان هم ثبت خواهد شد شبی
داستانِ رفتنت، دلتنگیِ شرم آوری
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
- ۶۹۷
- ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط