{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

『 #Dark Fantasy Romance 』

『 #Dark Fantasy Romance 』
The Scarlet Cure
━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━
پارتـ.ـ³⁷

جونگ‌کوک دستش را از لبه‌ی یقه‌ی الوآ برداشت، نگاهِ عمیقش را برای ثانیه‌ای دیگر روی چشمانِ پرنسس نگه داشت و سپس چرخید. نقابِ پادشاه دوباره بر چهره‌اش نشست.
جونگ‌کوک با صدایی قاطع رو به درِ بسته گفت:
— بیا تو تهیونگ.
درِ سنگین باز شد و تهیونگ با گام‌هایی شتاب‌زده وارد شد. او نگاهی سریع به وضعیتِ ظاهریِ آن دو انداخت؛ تهیونگ نامه‌ی طومارپیچ با مومِ سرخِ شکسته‌شده را به دستِ جونگ‌کوک داد.
تهیونگ با لحنی آهسته و پر از نگران زمزمه کرد:
— ملکه کاملاً قافیه رو باخته. توی نامه به فرمانده‌ی مرزهای شرقی دستور داده نیروهاش رو به حالتِ آماده‌باش دربیاره. اون نوشته که پادشاه به‌خاطر «توهمات و تصمیماتِ ناگهانی» صلاحیتِ اداره‌ی مرز رو نداره و باید تحرکاتِ نظامیِ برجِ شرقی محدود بشه.
جونگ‌کوک طومار را باز کرد. چشمانِ تیره‌اش کلماتِ نامه را خط به خط خواندند و نیشخندِ سردی بر لب‌هایش نشست:
— توهمات...؟ ملکه داره دست‌وپای آخُرش رو می‌زنه. اون حالا می‌خواد من رو مجنون و بی‌لیاقت جلوه بده تا گاردِ مرزی رو علیه‌ام بشورونه.
الوآ قدمی جلو آمد. او کلماتِ نامه را در ذهن تحلیل کرد و گفت:
— اون هنوز هم نمی‌دونه نقطه‌ضعفِ واقعیِ تو چیه‌... ملکه فکر می‌کنه با بازی‌های سیاسی و زیر سوال بردنِ عقلت می‌تونه گارد رو سمتِ خودش بکشه.
جونگ‌کوک نگاهش را از نامه گرفت و به الوآ دوخت. حرفِ الوآ درست به هدف خورده بود؛ تمامِ قصادان و دشمنانِ قصر در تاریکیِ مطلق گام برمی‌داشتند. هیچ‌کس—حتی کاترینا یا اعضای شورا—کوچک‌ترین خبری از رازِ زهرِ اژدها و نیازِ حیاتیِ پادشاه به خونِ الوآ نداشتند. آن‌ها فقط تاریکیِ رفتارِ جونگ‌کوک را می‌دیدند و برایش افسانه‌های جادو و جنون می‌ساختند.
جونگ‌کوک رو به تهیونگ کرد و با لحنی دستوردهنده گفت:
— جیمین رو بفرست تا همین امشب فرمانده‌ی مرزِ شرقی رو بازداشت کنه و پیشِ خودم بیاره. ملکه باید بفهمه هر دستی که به سمتِ گاردِ من دراز بشه، قطع می‌شه.
تهیونگ سری تکان داد و سریع از اتاق خارج شد.
دوباره سکوت بر برج حاکم شد. جونگ‌کوک رویش را به سمتِ الوآ چرخاند. امشب نه‌تنها رازِ خونش فاش نشده بود، بلکه الوآ ثابت کرده بود که بهترین سپرِ سیاسی برای پنهان نگه‌داشتنِ این رازِ مرگبار است.
جونگ‌کوک با لحنی بم و پچ‌پچ‌وار، در حالی که قدمی به الوآ نزدیک‌تر می‌شد گفت:
— تا زمانی که اونا توی جهالتشون غرقن و فکر می‌کنن تو یه جادوگری... ما قدم به قدم نقشه‌هاشون رو خنثی می‌کنیم.
ادامه دارد...

#TheScarletCure #DarkFantasyRomance #JeonJungkook #JungkookFanfiction #EluaVoltaire #JKFF #EnemiesToLovers #DarkRomance
دیدگاه ها (۷)

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

این بانو فالو شه?¿✨💞@floweri

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط